آقـا سـلام باز منم خـاک پایتـان
مـن آنکه سالهاست دلـش هست جایتـان
آقـا دوبـاره پشـت به مـن کرده قـلبتان
دیگر نمیدهد بـه دلـم روی خوش نشـان
آقـا دـلم گرفته چـرا دیـر کرده اید؟
مُـردم در انتظار شب جمعـه هایتـان
هـر جمعـه انتظار ، دعـا ، ندبـه ، جانمـاز
هـر شب دو چشـم خـیس و دلـی در هوایتـان
مـن جمعـه ها عجیب دلـم شـور می زند
ای کاش رنـج و غصـه نیایـد سراغتـان
یـا لااقل خدا کند از لحظه های تـلخ
باشد نصیب مـن همـه درد و بلایتـان
آقـا زمان بدرقه تـان هیچکـس نبـود؟
آبی نریخت مادرتـان پشت پایتـان؟
دیگر غریبگی نکن و زودتـر بیـا
آری، هنوز مانـده دو چشمم به راهتـان
باشـد صبور می شوم امـا تـو لااقل
دستی بـرای مـن بـده از دورها تکان
حرفی نمانده بین شما و مـن و خدا
جز اینکه باز میکنم امشب دعایتـان
امضا، دو چشم خـیس و دلـی در هوایتـان
دیوانـه ای که لک زده قلبش برایتـان
:: برچسبها:
از \"شراره کامرانی\" ,
|
امتیاز مطلب : 175
|
تعداد امتیازدهندگان : 39
|
مجموع امتیاز : 39